|
|
|
|
|
یک:بنا به دلایل امنیتی حذف شد!! دو:(به مامان مهربونم )آخه چرا وقتی میری برا پسرت زن بگیری حواستو جمع نمی کنی که عروسه چقدر حرف میزنه؟؟؟!!! سه:(بازهم به عروس گلمون) لااقل کمی به خودت فرصت برای نفس کشیدن بده عروس گلمان!!خسته شدم از بس یکریز حرف میزنی چهار:(بر چشم بد لعنت) برادرم که از روی نرده ها افتاد وسط خیابون نفسم، فریاد شد وافتاد توی گلوم پیش خودم فکرکردم این پسره عادت داره ماههای رمضون هرسال توی بیمارستان باشه؟؟؟ولی این بار رو خدا ختم به خیر کرد آخه خودش میدونه تواین چهارسال که میگذره از اون ماجرا هر وقت از جلوی بیمارستان رد میشم چشمام رو میبندم تا خاطرات تلخ وشیرین اون سال از جلوی چشمام رژه نرن اگه اصلا فراموش کردنی تو کار بوده باشه!! پنج:( برای خودم ) این چند روز که تو مغازه سرم شلوغه دلم به این خوشه که شبها با دست پر میام خونه ولی خدایا توکه خودت میدونی من اگه یه جا بمونم می پوسم پس به دادم برس .... شش:(از خود خودم)امروز زهرا دخترک ساده کرمانشاهی مهمانم بود در مغازه کلی حرف زدیم ازهر کجاوازهرکس آخر سر برگشت بهم گفت :"تو این چند سال که از دوستیمون میگذره هیچ وقت بهم اجازه ندادی از حریمی که دور خودت کشیدی حتی یه قدم جلوتر بیام چهار ساعت از هر دری برام گفتی اما یکیش به دل خودت باز نشدچرا؟؟؟" من اما مات ومبهوت نگاهش کردم چون......... هفت:هرچند بردی آبم روی از درت نتابم جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت |
||
|
|
|
|
|
ویرانه نه آن است که جمشید بنا کرد ویرانه نه آن است که فرهاد فرو ریخت ویرانه دل ماست که با هر نگه یار صد بار بنا شد ،ُ صدبار فرو ریخت |
||
|
|
|
|
|
دیشب داشتم فکر می کردم که ماجرای عاشق شدنم رو بنویسم که یه دفعه چکش آهنی که دستم بود خورد تو دهانم ولبم فرو رفت توی دندانم وقتی لبم رو از دندانهام جدا کردم دهانم پر خون شد .پیش خودم فکر کرد حتما خدا نمی خواسته من رازم رو بگم اما.......... از اونجا که من وقتی به یه چیز فکر میکنم تا اونو عملی نکنم ول کنش نیستم فعلا تا این حدش رو میگم که: |
||
|
|
|
|
|
همیشه دوستام ازم گله دارند که: اگه ما سراغتو نگیریم تو اصلا یاد ما نمیکنی ولی من بارها گفته ام که نه این طوری نیست من فقط نمی خوام مزاحمتون بشم اما هیچ کدوم نمی فهمند منظورم چیه! من نمی خوام دلتون رو بشکنم اما سمیه جون خودت بگو سر ساعت 2 بعد از ظهر وقت تلفن کردنه آره درسته که من ساعتهای دیگه خونه نیستم ولی خواهشا اگه این بارکه سیستمت عیب پیدا کرد ببرش گارانتی !!!!!!!! یا مریم جون دیگه بعداز 20 بار که یادت دادم تیغ چرخ سر دوزت رو عوض کنی چرا نصفه شب زنگ میزنی خونمون بابا جون ما ساعت 3 نیمه شب خوابیم آره میدونم که من تادیر وقت سر کارم ووقت دیگه نمی تونی منو پیدا کنی ولی باور کن این بار اگه نصفه شب تاکسی بفرستی دنبالم فقط میام خفه ات میکنم ومیرم اون وقت ....... وتو اعظم جون ولیلای عزیز خودتون حساب کارتون رو داشته باشید وگرنه.............. تا اطلاع ثانوی که جرات کنم این حرفا رو به خودشون هم بگم یا علی خدا نگهدار |
||
|
|
|
|
|
آنکه رخسار تورا رنگ گل ونسرین داد
صبر وآرام تواند به من مسکین داد |
||
|
|
|
|
|
یه وقتایی دلم برا اون دخترک12-13 ساله ای که تو سینما برا دل شکستگی کلاه قرمزی گریه می کرد، تنگ میشه |
||
|
|
|
|
|
دیشب با یه دوست ناشناس صحبت می کردم وسط حرفا بهم گفت:" باید از خانواده مرفهی باشید." می دونید من تا حالا به رفاه وپول و این طورچیزا فکر نکرده بودم اما از دیشب تا حالا فکرم همین طوری مشغوله. من جوابش رو این طوری دادم که" شاید چون من هر وقت هرچی خواستم داشتم ." اما پیش خودم فکر کردم که رفاه چیه ومرفه کیه ؟ به این نتیجه رسیدم که رفاه من سر چشمه از قناعت من داره نه اینکه آرزوهای طول ودراز ندارم نه! اما همیشه چیزی رو خواستم که در توان پدرم باشه برای همینه که خوشبختم پدرم هم وقتی علایق منو میدیده بی توجه نبوده ومن هم قدر دان فهم ودرایت همیشگیش هستم چون با پرو بالی که به من داده فکر میکنم باعث موفقیت من بوده و وقتی سرش رو تو جمع دوستان و فامیل بالا میگیره برام کافیه. آره اگه رفاه اینه من از یک خونواده مرفهم ! |
||
|
|
|
|
|
من روی دوستانم حس مالکیت دارم . این حس همیشه منو رنج میده .چون اونقدر خودخواهم که این حرفو حتی به خودشون هم نمی گم وفقط عذاب می کشم. |
||
|
|
|
|
|
دیدن گل عندلیبان را غزلخوان میکند
دیدن مهدی هزاران درد رادرمان میکند مدعی گوید که با یک گل نمیگردد بهار من گلی دارم که عالم را گلستان میکند امروز ساعت۶ طلبیده شدم حرم بی بی (س) اگه میدونستم دلم اینقدر باز میشه زودتر میرفتم. با اینکه یه دریای طوفانی ویه چشم پر ازرعدوبرق داشتم ولی چشمه ای نجوشید .اگه مسیرهای جمکران شلوغ نبود یه سرهم اونجا میرفتم کلی امشب سرحالم وراحت شدم |
||
|
|
|
|
|
این روزا خیلی کم حوصله ام خیلی بی قرارم همش دلم می خواد یه جا نمونم کسی باهام حرف نزنه دوست دارم فقط حافظ بخونم شاید عاشق شدم شایدم دیوونه.... |
||
|
|
|
|
|
من بر اثر یک اشتباه ، دختر به دنیا اومدم اینو همه به من میگن. |
||