خستگی بار کشی و اثاث کشی و کنکوری که نفهمیدم چطور دادم وکارهایی که عاقبت نیمه کاره ماند ومغازه ای که رهایش کرده ام به امان خدا و...و...و... که همگی در دریای پاک وزلال شسته شد وشاید بر فراز نمک آبرود به جا ماندوشاید من آدمی نیستم که ناراحتیهام رو نگه دارم .
واشتباه جبران ناپذیری که مرتکب شده ام وچاره ای برایش ندارم جز بیخیالی مثل همیشه که خودش شامل مرور زمان شود ان شاء الله.
وخانه ی جدید که مدتی است بی تلفن وبی اینترنت ودور از دوستان ودل تنگیهایی که پایان ندارد...
وامامی که بی مقدمه میطلبد مرا ومن همچنان مست ومدهوشم ...
واز همه بهتر وجالبتر پارک آبی موجهای آبی که با هزینه ای نسبتا گزاف وهیجان بی اندازه ای که آدم را تا پای مرگ وسکته ی قلبی میکشاند وحسرتی که به دل نماند.
ودیدار معصومه که از وقتی به مشهد آمده ،فهمیده ام اندکی زیادتر از آنچه میدانسته ام ،دوستش دارم.

